داستان پدر

:: داستان پدر

شاید بهشت زیر پای مادران باشد، اما پدر جهنم را به جان می خرد تا خانواده اش بی دغدغه زندگی کنند. پدر یعنی عمل یعنی فولاد یعنی تکیه گاه یعنی اطمینان یعنی کاریزما. پدر هنرپیشه ایست که هیچ گاه دیده نمی شود، قهرمانی است که هیچ مدالی نمی گیرد و سیاست مداری است که منفعت طلب نیست.

پدر، پدر است، کسی شبیه خودش. بی هیچ اغراقی.

عباس

پی نوشت: این متن دلی است.

منبع : فانوس شبداستان پدر
برچسب ها : یعنی

چند دقیقه ی زیبا

:: چند دقیقه ی زیبا

نفس های آخر اسفند است. اسفندی که همیشه برای من حتی از فروردین لذت بخش تر است، هوا و حال و هوای اسفند فوق العاده ترین خاطره ای است که از بچگی دارم. شاید من کمی آنرمال باشم ولی از دیدن این شلوغی های زیبا، این خرید های یهویی و این همهمه ی مردم لذت می برم. مردمی که می خندند و خرید می کنند برای لحظاتی که می خواهند، فقط خوشحال باشند. نه به گذشته نگاه کنند و غصه بخورند و نه نگران آینده باشند. مردمی که می خواهند حتی شده چند دقیقه پیش و پس لحظه تحویل سال را، در لحظه زندگی کنند. آرزویی که شاید فقط همین چند دقیقه از سال برای همه برآورده می شود. به نظر من این چند دقیقه، زیباترین دقایق هر سال است. حداقل برای من و شاید برای خیلی ها. فارغ از همه چیز. واقعیِ واقعی.

به امید روزهای بهتر

عباس

منبع : فانوس شبچند دقیقه ی زیبا
برچسب ها : دقیقه ,شاید

سالِ مادر

:: سالِ مادر

نمی دانم تا امروز به تقویم سال 95 نگاه کردید یا نه. اگر نگاه کردید ممکن است شما هم متوجه شده باشید که در سال 95 دو بار روز مادر داریم. اولین بار روز 11 فروردین و دومین بار روز 29 اسفند. یعنی سال پیش رو، با مادر شروع و با مادر تمام می شود. سالی که سال مادر است. سال تمام مادران، تمام زنان و تمام کسانی که هیچ وقت تمام نمی شوند، هر چند گاهی آن قدر که باید قدرشان را نمی دانیم. سال آینده دو بار به استقبال بهار می رویم، یک بار در خودِ بهار و یک بار در زمستان.

----------------------------------------------------------------

پی نوشت: کمتر از یک ماه دیگر بهار در بهار طلوع می کند.

پی نوشت 2:نام سال آینده برای من، سال مادر است.

قطعا سالی که با نام و یاد مادر شروع و تمام شود سال خوبی است، مطمئن باشید.

عباس

منبع : فانوس شبسالِ مادر
برچسب ها : مادر ,تمام ,بهار ,مادر شروع ,نگاه کردید

شبیه خدا

:: شبیه خدا
ای کاش همه مثل خدا یک رنگ بودند. او در خوشی ها سکوت می کند، در ناخوشی ها سکوت می کند، هنگام گناه سکوت می کند، هنگام دعا سکوت می کند.
او تنها کسی که می بیند و رد می شود و می شنود و فریاد نمی زند، شاید او تنها کسی است که قضاوت نمی کند.
او سکوت می کند اما بیکار نمی نشیند، خدا مصداق بارز مرد عمل است. او فقط عمل می کند بی هیچ حرفی و بی هیچ شعاری. 
آدم هایی نه مثل خدا اما شبیه خدا هستند. آن هایی که کمتر حرف می زنند و بیشتر اهل عملند. آن هایی که خوبی هایشان را کمتر می بینیم و مهجورند. آن هایی که عاشق اند اما به خوبی ابراز نمی کنند، آن هایی که رفیق اند، رفیق لحظه های سخت، اما ما نمی بینیمشان. اگر یک بار لحظه ای با آنان باشی نهایت عشق، نهایت رفاقت و نهایت همه چیز را حس می کنی. آدم هایی شبیه خدا، شبیه پدر و شبیه مادر.
منبع : فانوس شبشبیه خدا
برچسب ها : هایی ,شبیه ,سکوت ,نهایت ,کند، ,کند، هنگام

رای ندادم اما...

:: رای ندادم اما...

رای ندادم. خائن نیستم، وطن فروش نیستم ، نامسلمان نیستم. رای ندادم اما به این کارم افتخار نمی کنم، و به شناسنامه ای که مهر نخورده ولی پشیمان هم نیستم. به شخصه برای تمام کسانی که رای دادند، به هر شخص و گروهی احترام قائلم. با این حال حس می کنم هیچ تغییری با این تغییرات حاصل نمی شود. مگر چند انتخاب داریم؟ اصلاح طلب، اصول گرا و نهایتا معتدل گرا. هر که بیاید آش همان است و کاسه همان. من به تمامی نظرها و تمامی رای ها احترام می گذارم، حتی اگر دیگران نگذارند. بر خلاف میل تمام اطرافیانم که گفتند رایت را بده حتی ممتنع، آن هم با دلایل مضحک اما روی انتخابم استوار ماندم. 

خوشحالم که آزادی بیانی نسبی برقرار است که گاهی خود مردم با شایعات آن را سلب می کنند. من معتقدم حداقل آنقدر آزادی بیان ما کیفیت دارد که به خاطر انتخاب رای ندادن، نه یارانه ات را قطع کنند نه جلوی استخدامت را در آینده بگیرند و نه مشکلی برایت ایجاد کنند.

عباس

منبع : فانوس شبرای ندادم اما...
برچسب ها : نیستم ,ندادم